السيد الخميني
6
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اين قانون منطبق بر ايشان نيست . سلطنت غير قانونى باز اشكال ديگر است و آن اين است كه در قانون دارد كه - در همين قانون - كه اعطا مىكند ، سلطنت يك موهبتى است الهى كه ملت اعطا مىكند به شخص سلطان ؛ در پنجاه سال پيش از اين شخص سلطانى كه مىخواست اعطا كند ملت به او عبارت از پدرِ - فرض كنيد اگر صحت داشت ، صحت كه ندارد ، حالا اگر صحت داشت - به پدر ايشان [ كه ] يك شخصى آن وقت بوده . آنهايى كه رأى دادند بعداً گفتند « و سلسلهء ايشان » ! سلسلهء ايشان « شخص » نيست ، يك عنوانى است . « شخص » عبارت از اين است . عالِم شخص نيست ، اين آقا شخص است . قانون مىگويد كه سلطنت موهبتى است الهى كه ملت مىدهند به « شخص » سلطان . اينكه سابق آنها - فرض مىكنيم حالا اين اشكال نبوده كه ملت نيستند آنها ، خوب مىگوييم - ملت بوده اما قانون مىگويد كه بايد اعطا كنند به شخص ؛ يعنى اين آدمِ يك ذرع و نيمىِ داراى كذا و داراى وصفِ كذا و اسمش محمد رضا خان و داراى همچو اخلاق كريمهاى كه همهء مردم را مىكشد ! [ خندهء حضار ] و اينها ، اين شخصِ موجود در خارج ، اين « يك سر و دو گوش » كه موجود است در خارج . در اول سلطنت رضا شاه - كه آن هم همهء جهاتش را گفتم كه همهاش باطل اندر باطل اندر باطل است - آنهايى كه رأى دادند نسبت به شخص رضا شاه ، بسيار خوب به شخص رضا شاه اينها اين موهبت الهى را - نعوذ باللَّه - دادند [ خندهء حضار ] اما نسبت به ايشان كه ديگر ندادند ؛ به شخص ندادند . بعد گفتند « سلسلهء پهلوى » و اولاد او ! اولاد او « شخص » نيست ؛ يك كلى است . اين خلاف قانون است . قانون مىگويد بايد به شخص او بدهند ؛ ندادند به شخص او . سلطنت غصبى اينها همهروى فرض اين است كه - يك فرضهاى باطلى است كه ما مىكنيم - كه خير در زمان رضا خان ، در آن وقتى كه كودتا كرد و آمد و تهران را گرفت و آن كارها و